کلیک کنید +++ خرید شارژ مستقیم ایرانسل با 2% شارژ رایگان +++ کلیک کنید

کلیک کنید +++ خرید شارژ مستقیم ایرانسل با 2% شارژ رایگان +++ کلیک کنید

کلیک کنید +++ خرید شارژ مستقیم ایرانسل با 2% شارژ رایگان +++ کلیک کنید

مبلغ شارژ قانونی مثلا 5000 تومان مبلغ 48,075 ریال می باشد که با 2% شارژ اضافه 48573 ریال می باشد
شارژ دریافتی هم بصورت نمایش در سایت هم ارسال به ایمیل و هم ارسال با اس ام اس به موبایل

اس ام اس بازار|اس ام اس،اس ام اس جدید،ترول،اس ام اس عاشقانه 92 - مطالب ابر داستانک


rahahit.com

rahahit.com


تاریخ : جمعه 21 مهر 1391 | 11:43 ق.ظ | نویسنده : فرهاد رضازاده

 یکی از صبح‌های سرد ماه ژانویه سال ۲۰۰۷، مردی در متروی واشنگتن، در حال نواختن ویولن بود. او در مدت ۴۵ دقیقه، شش قطعه از باخ را نواخت در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند که بیشتر آنها در حال رفتن به سر کارشان بودند. کمی به عکس العملهای آنها دقت کنید:
 
 
یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد و سرعت حرکتش را کم کرد. چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود.
 
چند دقیقه بعد ویولنیست، اولین دلارش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد.
 
مرد جوانی به دیوار تکیه داد و کمی به او گوش داد، بعد به ساعتش نگاه کرد و رفت.
 
پسربچه سه‌ساله‌ای ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد پسربچه در حالی که دور می‌شد، به عقب نگاه می‌کرد و ویولنیست را می دید.


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان کوتاه،
برچسب ها: داستان کوتاه، داستان، داستانک، داستان خنده دار، داستان آموزنده، داستان زیبا،

تاریخ : جمعه 21 مهر 1391 | 11:38 ق.ظ | نویسنده : فرهاد رضازاده
 مامان من زنم یا مرد؟ (طنز)

خونه مشغول کاربودم که دخترم بدو بدو اومد و پرسید .

دخترم : مامان تو زنی یا مردی ؟

من : زنم دیگه پس چی ام ؟

دخترم : بابا ، چی اونم زنه ؟

من : نه مامانی بابا مرده .

دخترم : راست میگی مامان ؟

من : آره چطور مگه ؟

دخترم : هیچی مامان ! دیگه كی زنه ؟

من : خاله مریم ، خاله آرزو ، مامان بزرگ

دخترم : دایی سعید هم زنه ؟

من : نه اون مرده !

دخترم : از كجا فهمیدی زنی ؟

من : فهمیدم دیگه مامان، از قیافه ام .



ادامه مطلب

طبقه بندی: متفرقه، اس ام اس خنده دار،
برچسب ها: طنز، داستان، داستانک، اس ام اس بازار، بازار اس ام اس،

تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : فرهاد رضازاده

«گفتگو با مردی خردمند و دانا به یک ماه مطالعه کتاب می ارزد.»

ضرب المثل چینی

آیا عجیب نیست که فردی خردمند و دانا در مکان و زمان درست می تواند مسیر زندگی شما را تغییر دهد؟ این همان چیزی است که در زندگی من رخ داد. وقتی ۱۴ ساله بودم، با اتومبیل هایی که رایگان مرا سوار می کردند، از هوستون، تگزاس و آل پاسو، به کالیفرنیا می رفتم. به دنبال رؤیاهایم بودم و خورشید همسفرم بود. به خاطر ضعفهایم از مدرسه اخراج شده بودم و این سبب شد که بر عظیم ترین امواج دنیا، موج سواری کنم. ابتدا در کالیفرنیا و بعد در هاوایی، جایی که بعدها در آنجا سکونت کردم.

وقتی به آل پاسو رسیدم، پیرمرد بی خانمانی را در گوشه خیابان دیدم. او مرا دید و راهم را سد کرد. از من پرسید که آیا از خانه فرار کرده ام. فکر می کنم علت این سؤال، این بود که من هنوز خیلی جوان بودم. به او گفتم: «دقیقا نه آقا.»

پیرمرد تا بزرگراه هوستون مرا رساند و برایم دعا کرد و گفت: «مهم این است که آنچه در قلبت است دنبال می کنی، پسرم.»

بعد پیرمرد مرا به نوشیدن فنجانی چای دعوت کرد. به طرف مغازه ی نوشیدنی فروشی رفتیم و روی چهار پایه های چرخانی نشستیم.


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان کوتاه،
برچسب ها: داستان کوتاه، داستان، داستانک، بازار اس ام اس، اس ام اس بازار، اس ام اس، اس ام اس جدید، اس ام اس باحال، اس ام اس 91،

تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391 | 10:25 ق.ظ | نویسنده : فرهاد رضازاده
روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم. شغلم ‏را، دوستانم را، زندگی ام را!
به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا ‏صحبت کنم. به خدا گفتم: آیا می‏ توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟
و جواب ‏او مرا شگفت زده کرد.
او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟
پاسخ دادم : بلی.
فرمود: ‏هنگامی که درخت بامبو و سرخس راآفریدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای کافی دادم. دیر زمانی نپایید که سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نکردم. در دومین سال سرخسها بیشتر ‏رشد کردند و زیبایی خیره کننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود.

ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان کوتاه،
برچسب ها: داستان کوتاه، داستان، داستانک، بازار اس ام اس، اس ام اس بازار، اس ام اس، اس ام اس جدید، اس ام اس باحال، اس ام اس 91،

تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391 | 10:23 ق.ظ | نویسنده : فرهاد رضازاده
 
•  ترم اول (ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه...
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

ادامه مطلب

طبقه بندی: متفرقه، دست نوشته،
برچسب ها: طنز، داستان، داستانک، بازار اس ام اس، اس ام اس بازار، اس ام اس، اس ام اس جدید، اس ام اس باحال، اس ام اس 91،

تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : فرهاد رضازاده

 
ویژگی های کلی دخترای دانشجو:
 
این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد. از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!! خصوصیات دانشجویان دختر:
 
ترم ۱: اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند. و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند!
 
ترم ۲: طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد. به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند. تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند. سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!). در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!
 
ترم۳: به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند. سوژه خنده پیدا می کنند. همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا ۴ جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند. می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود. در جواب سلام شما میگویند سلام!
 
ترم ۴: با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند. ابروها نازک میشود و سیبیل ناپدید! در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!! همیشه در دانشگاه از قسمتهای “پر پسر” عبور میکنند. شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!


ادامه مطلب

طبقه بندی: دست نوشته، متفرقه،
برچسب ها: داستان، داستانک، بازار اس ام اس، اس ام اس بازار، اس ام اس، اس ام اس جدید، اس ام اس باحال، اس ام اس 91،

تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391 | 10:03 ب.ظ | نویسنده : فرهاد رضازاده

توماس ویلر، مدیر کل شرکت بیمه ی عمر ماساچوست موچوآل و همسرش در بزرگراه بین ایالتی رانندگی می کردند که متوجه شدند بنزین اتومبیل رو به پایان است. ویلر از خروجی بعدی از بزرگراه خارج شد و پس از مدت کوتاهی یک پمپ بنزین مخروبه که فقط یک دستگاه پمپ داشت پیدا کرد.

او از تنها فردی که آنجا بود، خواست تا باک اتومبیل را پر کند و نگاهی هم به روغن موتور بیندازد. سپس به قدم زدن در اطراف پمپ بنزین پرداخت، تا خستگی پاهایش برطرف شود.

هنگامی که توماس به سمت اتومبیل باز می گشت، متوجه شد که متصدی پمپ بنزین و همسرش گرم گفت و گوی شادی هستند. او پول بنزین را پرداخت کرد و گفت و گوی آنها هم قطع شد. اما وقتی سوار اتومبیل شد، متوجه شد که متصدی پمپ بنزین برای همسرش دست تکان داده و می گوید: «از صحبت کردن با شما خوشحال شدم.»


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان کوتاه،
برچسب ها: داستان کوتاه، داستان، داستانک، بازار اس ام اس، اس ام اس بازار، اس ام اس، اس ام اس جدید، اس ام اس باحال، اس ام اس 91،

تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391 | 10:02 ب.ظ | نویسنده : فرهاد رضازاده

چاد کوچولو آرام و خجالتی بود. روزی به خانه آمد و به مادرش گفت که می خواهد برای همکلاسی هایش یک کارت تبریک درست کند. قلب مادر فرو ریخت. در دل گفت: «کاش واقعا این کار را بکند.»

او بارها دیده بود که وقتی بچه ها از مدرسه به خانه برمی گشتند، پسرش، چاد پشت سر آنها راه می رفت. بچه ها همیشه با هم حرف می زدند، ولی چاد هیچ گاه در جمع آن ها شرکت نمی کرد. به هر حال او تصمیم گرفت به پسرش کمک کند. بنابراین کاغذ و چسب و مقوا خرید و ظرف سه هفته چاد توانست ۳۵ کارت درست کند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان کوتاه،
برچسب ها: داستان کوتاه، داستان، داستانک، بازار اس ام اس، اس ام اس بازار، اس ام اس، اس ام اس جدید، اس ام اس باحال، اس ام اس 91،

تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391 | 05:09 ب.ظ | نویسنده : فرهاد رضازاده

چند سال پیش شاهد شجاعتی بودم که تمام وجودم را لرزاند.

یک بار در انجمن مدرسه در این باره حرف زده بودم که چگونه همه ی ما می توانیم به جای دوری از دیگران، از آنان حمایت کنیم.

بعد هم گفتم هر کس می خواهد پشت بلندگو بیاید و صحبت کند. دانش آموزان می توانستند از کسانی که به آنان کمک کرده بودند تشکر کنند و بعضی ها هم این کار را می کردند.

دختری از دوستانش تشکر کرد، چون آنان هنگامی که او مشکلات خانوادگی شدیدی داشت، کمکش کرده بودند. پسری از دوستانش حرف زد که هنگام مشکلات عاطفی کمکش کرده بودند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان کوتاه،
برچسب ها: داستان، داستانک، بازار اس ام اس، اس ام اس بازار، اس ام اس، اس ام اس جدید، اس ام اس باحال، اس ام اس 91،

تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391 | 10:21 ق.ظ | نویسنده : فرهاد رضازاده


این که می گویند در ازدواج، تقدیر نقش اصلی را دارد واقدامات شما، تا قسمت نباشد، به جایی نخواهد رسید، کاملا درست است.

فرض کنید مریم بخواهد برای بازکردن بختش، خود وارد عمل شود.او تصمیم می گیرد به سراغ دوستان متاهلش رفته وازآنها بپرسد چطور شد که ازدواج کردند، آن گاه همان اقدامات را به عمل بیاورد. چه اتفاقی خواهد افتاد؟!

 

مریم: شهرزاد جان! چه شد که با محمد ازدواج کردی؟

شهرزاد: خوب … می دانی که محمد همکارم بود… راستش من از او خوشم می آمد و سعی کردم با محبت و توجه، نظرش را جلب کنم…

{ مریم به پسر موردعلاقه اش در محل کار: پنجره را ببندید، خدای ناکرده سرما می خورید!

همکار : اصلا دوست دارم سرما بخورم تا دوست دخترم بیشتر نازم را بکشد. به شما ربطی دارد؟! (زیر لب) دخترهای این دوره و زمانه چقدر پر رو شده اند! }

 

*************

 

مریم :شهره جان! تو چطور با همسرت آشنا شدی؟

شهره :آشنایی ما از یک دعوا شروع شد. او توی کارم دخالت کرد و من ناراحت شدم، با هم بحث تندی کردیم و…!

{ همکار مجرد مریم: خانم، به نظر من نباید این کار را این طور انجام می دادید…

مریم: به شما چه ربطی دارد؟ خجالت نمی کشید توی کار من دخالت می کنید؟!

همکارمجرد مریم: اصلا به درک! مرا بگو که خواستم کمکتان کنم! همین کارها را کرده اید که تا این سن مجرد مانده اید دیگر!! }

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان کوتاه، دست نوشته،
برچسب ها: داستان، داستانک، بازار اس ام اس، اس ام اس بازار، اس ام اس، اس ام اس جدید، اس ام اس باحال، اس ام اس 91،

تعداد کل صفحات : 7 :: ... 2 3 4 5 6 7

  • خرید شارژ
  • Online User


    پیج رنک

    شارژ ایرانسل
    شارژ همراه اول